برای خاتون دلشکسته
به همه ی آنان که حکمشان ،دریدن حرمت بود...
برهنه ات میکنند تا بهتر شکسته شوی...
نترس گردوی کوچک! که زود هنگام از درخت به زمینت کشاندند،
آنچه سیاه میشود روی تو نیست، دستهای خودشان است.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16:23 توسط سنجاقک
|
من سنجاقک سبک و تشنه ای هستم که گاهی روی آب می نشیند،اما نه آبی که "دستانی شکننده تر از ابتذال" در اعماقش انتظارم را بکشند.رها،در برکه ای که می دانم بسیار بزرگتر از آن چیزیست که می بینم،نه با انقباض گره خورده ام،نه فریادم را بلعیده ام،نه زانوانم را به هم پیچ کرده ام که هوس رقص نکنم و نه قفل سکون بر انگشتانم زده ام.رها،در برکه ای هستم که می دانم بسیار بزرگتر از آن چیزیست که می بینم.