برای معرفی این پزشکی،تعریف نظریه شعور لازمه و برای تعریف این نظریه،گذر از مسیر کوانتوم.

"نتیجه اتفاقاتی که در جهان اتمی می افتد متغیر است و بستگی دارد به اینکه آیا ناظری این اتفاقات را مشاهده می کند یا نه."

مثلا" ما اگه بخوایم رفتار یه ذره خیلی ریز رو مورد بررسی قرار بدیم باید این ذره رو زیر یه میکروسکوپ مشاهده کنیم و برای این کار لازمه به ذره نور بتابونیم تا دیده بشه و این نور (که مجموعه ای از فوتون یا انرژیه) به ذره انرژی منتقل می کنه و ذره تحریک می شه،در نتیجه به احتمال زیاد ممکنه رفتاری غیر از رفتار عادی خودش نشون بده در صورتی که ما با دیدن این رفتار،در مورد این ذره و ذره های مشابه نتیجه گیری میکنیم.

یا مثل این می مونه که با نزدیک شدن یا رفتن به داخل یه کندوی زنبور عسل بخوایم رفتار عادیشون رو مشاهده کنیم ولی زنبورها با ورود ما تهییج می شن و رفتار طبیعی ندارن و ما فکر می کنیم رفتاری که دیدیم،رفتار طبیعیشونه.

در فیزیک نیوتونی جهان یک ماشینه  که  پیرو قوانین خاصی دقیقا" مثل ساعت کار می کنه،چه انسانی باشه چه نباشه.و حال اینکه در فیزیک کوانتوم انسان هم جزئی از جهانه.جزئی که وجودش در نحوه کار جهان رل مهمی بازی می کنه و لذا در تعریف نظم جهان کوانتومی اندیشه انسان اهمیت زیادی پیدا می کنه.وقتی صحبت از اندیشه باشه،بالطبع ذهن انسان وارد بحث میشه.بنابر این نظم جهان وقتی قابل بحثه که ذهن انسان رو هم در نظر بگیریم.

به همین دلیل بعضی دانشمندان کوانتوم عقیده دارن که جهان تا وقتی موجودیت داره که ناظری هم باشه تا اون رو نظاره کنه و در نتیجه جهان یعنی ذهن.

به قول مولانا:

ای برادر تو همان اندیشه ای/ما بقی تو استخوان و ریشه ای

(ادامه دارد...)