معده ادبی
خیلی دلم می خواد یه سفر به مغز نویسنده های روس و شاعرای آمریکای لاتین داشته باشم تا ببینم چی توشون میگذره که انقدر منو جذب می کنه...
...معده ادبی ضعیف!
خسته و بی حوصله از چیزهای نا چیز
دیگر شعرهای پر از گریه نخوان
خوراکهای دشوار هضم را ترک کن
تاریخ ها،افسانه ها،درام ها
و داستانک های نیمه رمانتیک اشک آلود را
و برای تکمیل رژیم غذایی
که مصونت می کند و از بستر بیرون می آوردت
یک خوراک از این قطره های تلخ بنوش
خوزه سیلوا (کلمبیا).از شعرای آمریکای لاتین که خودکشی کرد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 20:2 توسط سنجاقک
|
من سنجاقک سبک و تشنه ای هستم که گاهی روی آب می نشیند،اما نه آبی که "دستانی شکننده تر از ابتذال" در اعماقش انتظارم را بکشند.رها،در برکه ای که می دانم بسیار بزرگتر از آن چیزیست که می بینم،نه با انقباض گره خورده ام،نه فریادم را بلعیده ام،نه زانوانم را به هم پیچ کرده ام که هوس رقص نکنم و نه قفل سکون بر انگشتانم زده ام.رها،در برکه ای هستم که می دانم بسیار بزرگتر از آن چیزیست که می بینم.